مير حسين بن معين الدين ميبدى يزدى
43
شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى )
حجاب ميان تو و حقّ نه آسمانست و نه زمين ، حجاب هستى موهوم است كه تو به خود نسبت مىكنى . س : اى دل چه به هرزه گرد مردم گردى * تا روشن و پُرصفا چو انجم گردى چيزى ز تو كم نيست كه آن را طلبى * زنهار دران كوش كه خود گم گردى اگر تو نباشى ، او باشد و بس ، تعالى و تقدّس . « لا يزال العبد يتقرّب « 1 » إلىّ بالنّوافل حتّى أحبّه ، فإذا أحببته ، كنت سمعه و بصره و يده و رجله « 2 » و لسانه ، فبى يسمع و بى يبصر و بى يبطش و بى يمشى و بى ينطق . » « 3 » به قدر نيستى تو هستى حقّ ظاهر مىشود ؛ نمىبينى كه در ركوع « سبحان ربّى العظيم » مىگوئى و در سجود « سبحان ربّى الأعلى » ؟ س : خواهم كه شوم پاك وز هستى برهم * يابم ره معراج وز پستى برهم ابروى حبيب را كنم قبلهء خويش * باشد كه ز عُجب و خودپرستى برهم حضرت شيخ سعد الدّين حموى ، رحمه اللّه « 4 » ، سوار بود « 5 » و به رودخانهاى رسيد و « 6 » اسب از آب نمىگذشت . امر كرد كه آب را تيره ساختند و به گل آلوده « 7 » كردند و « 8 » اسب در حال بگذشت . فرمود « 9 » : « تا خود را مىديد ، ازين وادى عبور نمىتوانست كرد . » س : از هستى خويش گر « 10 » تو غافل نشوى * هرگز بمراد خويش و اصل نشوى از بحر ظهور تا بساحل نشوى * در مذهب اهل عشق كامل نشوى فتح صوفيّه گويند جميل آن زمان از جمال خود « 11 » بهره يابد كه حسن خود را در آئينه مشاهده كند ؛ بنابراين وجود مطلق از سماء اطلاق و غيب هويّت تنزّل « 12 » فرموده و « 13 » در
--> ( 1 ) . ABE : يتقرب العبد . ( 2 ) . E : رجله و يده . ( 3 ) . بخارى : 6021 ، أحمد : 24997 . ( 4 ) . CFG : - رحمه اللّه ، D : قدس سره . ( 5 ) . E : سواره . ( 6 ) . در E دو واو اخير را محو كردهاند . ( 7 ) . D : گلآلود . ( 8 ) . F : - و . ( 9 ) . E : + كه . ( 10 ) . AF : تا . ( 11 ) . F : از جمال خود آن زمان . ( 12 ) . C : نزول . ( 13 ) . ACG : - و .